بیان وظیفه و آداب ذکر امام زمان (عج) در حالات شخصی انسان (9)

 

مطلب سوم : ذکر قلبی

وجه دوم : حالات شخصی انسان

* هنگام ملاقات با دشمنان و مخالفین آن حضرت

در چنین هنگامی اولا باید بداند که از شرائط صحت ایمان و کامل بودن موالات ائمه اطهار (ع) برائت از دشمنان آنها است . و این دو همانند دو بال ایمان هستند و مکمّل یکدیگرند ، خداوند تبارک و تعالی ایمان هیچ بنده ای را نمی پذیرد مگر این که ایمانش همراه با ولایت ائمه طاهرین و بیزاری از دشمنان ایشان باشد .

رسول خدا (ص) به امیرالمؤمنین (ع) فرمود :

یا علی ، تو امیر مؤمنان و پیشوای پرهیزکاران هستی .... یا علی ، قسم به خدایی که مرا به پیامبری فرستاده و بر همه مردمان برگزیده ، اگر بنده ای هزار سال عبادت خدا کند خدا از او نمی پذیرد مگر به ولایت تو و امامان از دودمان تو ، و ولایت تو پذیرفته نیست مگر به برائت و بیزاری و تنفر از دشمنان تو ، این مطلبی است که جبرئیل از جانب خداوند متعال آورده است ، هر که خواست بپذیرد و ایمان بیاورد ، و هر که خواهد کافر شود .

حقیقت تبرّی نفرت قلبی است مانند نفرتی که انسان از مردار و بوی گند آن دارد ، تبرّی از دشمنان امام (ع) باید قلبی و زبانی و عملی باشد .

تبرّی قلبی آن است که : انسان به ملاحضه اعمال زشت و اخلاق ناپسند و کینه و عداوت آنها با امام (ع) به خاطر حب دنیا و شهوات آن ، کمال تنفر و انزجار از آنان را داشته باشد .

تبرّی زبانی آن است که : نفرت خود را به زبان به شکل لعن و سب اظهار کند و مطاعن آنان را برای مردم در هرجا که مناسب دید بیان کند به گونه ای که پی به معایب آنان و اعمال زشت و عقاید فاسدشان ببرند و نسبت به آنها تنفر پیدا کنند .

تبرّی عملی آن است که : از دوستی و معاشرت و انس گرفتن با آنها دوری گزیند همانگونه که از معاشرت با افراد مریضی که مرض مُسری دارند اجتناب می کند .

و اما وظیفه دیگر انسان در برخورد با دشمنان امام (ع) تقیه است یعنی در حال غلبه دشمنان و تسلّط آنها به گونه ای رفتار کند که جان و مال و دین و آبروی خود و دیگران را از شرّ آنها مصون بدارد و کاری نکند که موجب هتک و بی حرمتی آنها نسبت به امر آن حضرت گردد و آن به دو گونه تحقق پیدا می کند :

یکی آن که : در حضور آنان و یا جایی که بر آن اطلاع پیدا می کندد دشمنی خود را ظاهر نکند ، بلکه تا می تواند با آنها مدارا و خوش رفتاری کند و نفرت و بغض خود را در دل پنهان دارد .

دوم آن که : هر گاه اظهار ارادت او به امام (ع) موجب مسخره کردن دشمنان یا بی ادبی آنها به امر امام (ع) شود و یا موجب اهانت به فرمایشات ایشان شود چنین کاری نکند ، بلکه هر جا و نزد هر شخصی تا میل و رغبت او را به ذکر امام (ع) درک نکند و از آن مطمئن نشود ذکر ایشان را ننماید .

آداب ملاقات با مخالفین در دو مقام اضهار تبری و تقیّه

در چنین ملاقاتی انسان باید به چند نکته توجه داشته باشد :

اول : آن که اگر تعدادشان اندک و شکست خورده اند خدا را بر این نعمت شکرگزار باشد که از شرّ آنها راحت است .

دوم : آن که با خوش اخلاقی با آنها رفتار کند به گونه ای که شیفته اخلاق او شوند و نزد خودشان از برخوردها و رفتارهای او تعریف کنند ، به امید آن که میل و رغبتی به راه و روش حق پیدا کنند و این کار باعث هدایت آنها شود .

سوم : آن که اگر بتواند با روش نیکوئی با آنها بحث و گفتگو کند ، با بیانی که قاطع و مستدلّ و در عین حال نرم و با ملایمت باشد تا سبب هدایت آنها گردد ، و یا اتمام حجت بر آنها باشد و آنها را ساکت کند .

چهارم : آن که در حال مشاهده غلبه و شوکت مخالفین محزون باشد و از خداوند درخواست فرج و یاری نماید ، و برای دفع شرّ و فتنه آنها دعا کند .

از امام صادق (ع) روایت شده که فرمودند : هنگام مشاهده شوکت مخالفین بگویید :

اللّهم أرنا الرخاء والسرور ؛ خداوندا به ما رفاه و راحتی و سرور را نشان بده .

پنجم : آن که قصد و نیت خود را در تمام این وظائف خالص کند تا تاثیر گذار باشد و قلب او قابل شود تا از این سبیل اعظم ولایت حضرت صاحب الأمر (ع) به وسیله حسینیّه و نظر مرحمت حضرت رحمةللعالمین برای محبّت حضرت احدیث فائز شود .

فائده این گونه ذکر :

بنده مؤمن در حال ابتلا به ملاقات مخالفین – در حال غلبه و شوکت ایشان باشد یا غیر آن – هرگاه امر مولای خود را متذکر باشد و به قصد خشنودی و یاری ایشان به وظیفه خویش با آدابی که ذکر شد رفتار کند به چند فضیلت نائل می گردد :

فضیلت اوّل آن که : چون تبرّی و بیزاری جستن از مخالفین نسبت به موالات مانند از بین بردن نجاست از بدن و لباس است نسبت به نماز ، همان طور که نماز پس از برطرف کردن نجاست به مرتبه صحت و قبول می رسد ، موالات هم پس از تبرّی از مخالفین مورد قبول واقع می شود .

همان طور که پس از زدودن گرد و غبار و آلودگی از چهره ، حسن و زیبائی آن ظاهر می گردد ، پس از پاک شدن قلب و روح با تبرّی از اعدا و مخالفین نور ولایت و تجلیات آن در ظاهر و باطن آدمی هویدا و آشکار می شود و بر اثر این انکشاف به مراتب رفیعه توحید فائز می گردد .

فضیلت دوّم آن که : مصداق واقعی این آیه شریفه : « یا أیّها الّذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا واتّقوا الله لعلّکم تفلحون » ؛ می شود .

زیرا در تفسیر این آیه در روایات فراوانی وارد شده است که مراد از « مصابره » تقیه نمودن نیکو نسبت به مخالفین است ، و مقصود از « مرابطه » خوشرفتاری و مدارا کردن با مخالفین در غیبت امام (ع) است ، و مجادله نمودن و مقاتله کردن به وسیله زبان و شمشیر است هر کدام در جای خودش با مخالفین .

فضیلت سوم : آن است که در خصوص لعن وارد شده است ، و آن بر دو وجه است ، وجه اول آن که نسبت به عموم دشمنان و به عنوان کلّی یعنی به هر کیفیت و با هر لفظ انجام شود .

از امام حسن عسکری (ع) روایت شده است که فرمود : لعن دشمنان ما نوعی یاری ما است و موجب ثنا و دعای ملائکه می شود و به سبب آن خداوند درود بر روح بنده می فرستد .

وجه دوم آن که : با الفاظی مخصوص نسبت به گروهی مشخص یا نسبت به زمان و مکان خاصی باشد و آن بسیار است ، از آن جمله ابوحمزه ثمالی از حضرت زین العابدین (ع) روایت کرده است که فرمود :

هر که جبت و طاغوت را یک مرتبه لعنت کند خداوند برای او هفتاد هزار هزار حسنه نویسد ، و از او هفتاد هزار هزار گناه محو کند ، و درجه اش را هفتاد هزار هزار بالا برد ؛ و هر که شامگاهان یک بار آن دو را لعنت کند همین پاداش را خواهد داشت .

ابو حمزه گوید : پس از وفات امام سجاد (ع) خدمت مولایم امام باقر (ع) رسیدم و عرض کردم : حدیثی از پدر بزرگوار شما شنیده ام اجازه می فرمائید بازگو کنم ؟ فرمود : بگو ، حدیث را گفتم ، فرمود : آری چنین است ، ای ابوحمزه آیا دوست داری برایت زیاده بر این بگویم ، عرض کردم : آری ای مولای من ، فرمود :

هر که هنگام صبح آن دو را یک بار لعنت کند تا شب بر او گناهی نوشته نشود ، و هر که شامگاهان آن دو را یک بار لعنت کند تا صبح بر او گناهی نوشته نشود .

ابو حمزه گوید : هنگامی که امام باقر (ع) دار فانی را وداع گفت ، خدمت مولایم امام صادق (ع) شرفیاب شدم و عرض کردم : مولای من ، حدیثی از پدر و جدّ شما شنیده ام اجازه می دهید بازگو کنم ؟ فرمود : برایم بگو ، من حدیث را گفتم ، امام (ع) فرمود : حق است ای ابوحمزه ، سپس فرمود : « و یرفع له ألف ألف درجة » ؛ و هزار هزار درجه مقام او را بالا می برد ،

سپس فرمود : انّ الله واسع کریم ؛ یعنی رحمت خدا گسترده و او بزرگوار و بخشنده است ، و جای استبعاد نیست که خدا به خاطر عمل اندکی اجر و پاداش فراوانی بدهد .

فضیلت چهارم : آن است که در مورد تقیّه وارد شده است ؛ رسول خدا (ص) فرموده اند : مؤمنی که تقیه ندارد مانند بدنی است که سر ندارد .

یعنی نقش تقیه برای حفظ دین و ایمان مانند نقش سر در وجود انسان است .

 

منبع :

کتاب یاد یوسف زهرا