صدقه براي سلامت او

 

خداي متعال مي فرمايد : « سزاوار نيست كه اهل مدينه و عرب هاي باديه نشين اطراف آن ، از همراهي با پيامبر خدا ( در جهاد ) تخلف ورزند و مبادا كه خود را بر او ترجيح دهند ، زيرا در راه خدا هيچ تشنگي به آنها چيره نشود يا به رنج نيفتند يا به گرسنگي دچار نگردند يا قدمي كه كافران را خشمگين سازد برندارند يا به دشمن يورش نبرند ، مگر آنكه عمل صالحي براي ايشان نوشته شود و يقينا خداوند پاداش نيكوكاران را تباه نمي سازد . »

در اين آيه دقت كنيد !

خداوند متعال در ضمن اين آيه تصريح مي فرمايد كه شايسته نيست مؤمنان ، راحت و عافيت خود را بر راحت و عافيت پيامبر خدا ترجيح دهند . وجدان ما نيز به ما حكم مي كند كه خود را بر مولا و ولي نعمت خويش ترجيح ندهيم . اين روش خداپسندانه و خردپسند يعني مقدم داشتن مولا بر خود ، شرط ايمان واقعي و نشانه محبت حقيقي به پيامبر خدا است . همين وضعيت درباره امام زمان عليه السلام يعني فرزند برگزيده پيامبر و جانشين زنده او نيز جاري است .

رسول خدا – كه درود پروردگار بر او و خاندانش باد – خود فرموده اند : « هيچ بنده اي به ( كمال ) ايمان دست نيابد مگر اينكه من ، در نزد او از خودش محبوبتر باشم ، و خانواده ام از خانواده اش نزد او محبوبتر باشند . »

آنها كه در طريق محبت امام عصر ارواحنا فداه پيشتاز بوده اند ، بزرگترين راز تقرب به امام زمان را محبت داشتن به او دانسته اند . از برترين نشانه هاي محبت واقعي نيز ترجيح دادن محبوب و خواسته هاي او بر خواسته هاي خود است . تنها اگر اين حالت بر انسان حاكم شود ، شخص حاضر خواهد شد كه يار فداكار امام زمانش گردد . در اين حالت است كه انسان جان و مال و خانواده و عزيزان خود را فديه آزادي محبوبش از رنج و غم مي سازد . ياري فداكارانه نسبت به امام عصر عليه السلام از سرچشمه چنين محبتي است كه سيراب مي شود و از نور چنين ارادتي است كه پرتو مي گيرد .

محبت دلسوخته اي كه چنين در محبوب خود ذوب شده باشد ، هرگاه بخواهد نعمتي را به سوي خود جلب كند يا بلايي را از خود دفع نمايد ، توقف مي كند . نگاهي به محبوب خود مي اندازد ، وضعيت و شرايط او را مي بيند و او را در برخورداري از نعمت و ايمني از بلايا بر خود ترجيح مي دهد .

اوج مراتب ايمان ( ايماني كه از چنين شوري برخوردار است ) ، در صحنه كربلا ي سال 61 هجري جلوه گر شده و براي كساني كه مي خواهند ياور امام زمانشان باشند بهترين الگو به شمار مي رود .

عباس بن علي نمونه اي بارز از ياران با وفايي است كه امام خود را بر خود ترجيح مي دهند و در حالي كه خواسته هاي امامشان برآورده نشده ، خواسته هاي خود را برآورده نمي كنند . در آن لحظه هاي پاياني وقتي لهيب آتش از آسمان مي باريد و عطش از درون شعله مي كشيد ، عباس بن علي براي آوردن آب ، سپاه دشمن را شكافت و پاي به نهر آب نهاد . در اوج تشنگي دست به زير آب برد تا بنوشد اما چون آب را به نزديك لب هاي خود رساند ، تشنگي مولايش را به ياد آورد . آب را بر آب ريخت و مشك را پر كرد و تشنه به سوي خيمه گاه برادر روانه شد . اين صحنه تاريخي تنها يك نمونه از فداكاري هاي خاندان و ياران امام حسين عليه السلام در عرصه كربلاست .

شيعيان راستين پيش از حادثه كربلا و پس از آن نيز با اين گونه وفاداري ها و فداكاري ها به مقام قرب امامان راه يافته و مورد عنايت خاص خداوند قرار گرفته اند . به عنوان مثال مي توان از جناب سلمان ياد كرد . اگر سلمان ( كه امام صادق او را دريايي بي كرانه خوانده است ) سلمان شد و در بالاترين درجه ايمان قرار گرفت ، از رهگذر همين ارادت به مولاي خود و مقدم داشتن او بر خودش بوده است و اگر در روزگار ما نيز كسي بخواهد همچون سلمان در نزد مولايش مقرب شود ، بايد به اين شيوه به مولاي خود مهر بورزد .

منصور بُزُرج از شيعيان امام صادق عليه السلام گويد : به حضرت ابي عبدالله امام صادق عليه السلام عرضه داشتم : اي آقاي من ، چه بسيار از شما ياد سلمان فارسي را مي شنوم ؟ فرمود : « نگو سلمان فارسي بلكه بگو سلمان محمدي ! آيا مي داني چرا بسيار از او ياد مي كنم ؟ » عرض كردم : نه ، فرمود : « براي سه صفت كه در او بود . اول مقدم داشتن خواسته اميرالمؤمنين بر خواسته خودش . دوم دوست داشتن فقرا ، و برگزيدن آن ها بر اهل ثروت و مكنت ، و سوم دوست داشتن علم و علما . همانا سلمان بنده ي صالح ِ درستكار ِ مسلماني بود ، و از مشركان نبود . »

و اما دو امر از اموري كه مي توان امام عصر عليه السلام را در آن ها بر خود ترجيح داد و مقدم داشت ، يكي دعا و نيايش و ديگري صدقه است ، چنانكه شاعر گفته است :

اهل ولا چو روي ، به سوي خدا كنند             اول به جان گمشده خود دعا كنند

اگر محب دلسوخته در حالتي قرار بگيرد كه موضع اجابت دعاست ، دعاي بر مولا را بر دعاي بر خود ترجيح مي دهد و اگر براي او امكان صدقه دادن و كمك به فقرا پيش آيد اين كار را به نيابت و از طرف محبوب خود انجام مي دهد .

در آئين اسلام سفارش فراوان شده كه به نيازمندان كمك كنيم و اصطلاحا به آنها صدقه بدهيم . پيامبر خدا به ما خبر داده كه صدقه رفع بلا مي كند . به اين معني كه خداوند تقدير را به نفع كسي كه صدقه مي دهد تغيير مي دهد و بلا هايي را كه بنا بر نقشه تقدير بر سر راه او قرار گرفته است ، از او دور مي سازد .

همه ما نسبت به صدقه و تاثير آن معتقد هستيم و براي سلامت خود و عزيزانمان صدقه مي دهيم . ما دادن صدقه را نه فقط براي رفع بلا از خودمان بلكه براي رفع بلا از هر كس كه براي ما عزيز باشد انجام مي دهيم . به خصوص پدران و مادران براي فرزندانشان و از طرف آن ها صدقه مي دهند . تجربه نشان داده از آنجا كه فرد در صدقه دادن سخت ترين رياضت ها را ( يعني دل كندن از مال را ) انجام مي دهد ، به راحتي و براي هر كسي به دادن صدقه اقدام نمي كند . عموم ما تنها حاضريم كه براي سلامت و عافيت كساني مرتبا صدقه دهيم كه به شدت دوستشان داريم . شايد صدقه را از آن جهت صدقه گفته اند كه نشان صدق و راستي ادعاهاي ماست .

آري پرداخت صدقه براي سلامت و عافيت كسي از بلا ، آن هم نه يك بار و دو بار بلكه هر روز و هميشه ، نشانه راست بودن ادعاي ما در محبت به اوست .

به آنها كه دوست دارند محبت خود را به امام زمانشان نشان دهند توصيه شده كه به صورت مداوم براي سلامت و عافيت او به فقرا صرقه دهند .

به آنها كه مي خواهند فدايي امام زمان باشند و خود را سپر بلاي آن حضرت سازند ، گفته شده كه بر طرف ساختن بلا از وجود او تنها به اين نيست كه خود را هدف آن بلاها كنيم ، بلكه خيلي اوقات مي توانيم مال و دارايي خود را سپر بلاي آن حضرت گردانيم .

اگر تا ديروز از كمك به فقرا غافل بوده ايد ، از امروز به اين كار مبادرت كنيد و بدانيد كه خداوند به واسطه صدقه دادن ، شمار زيادي از گرفتاري ها را از زندگي شما برطرف مي سازد . اما هر گاه ارزش و اثر صدقه را دانستيد و تصميم گرفتيد كه به كسي كمك مالي كنيد ، محبوب خود را به ياد آوريد و بدانيد كه قلب او طوفاني ترين قلب در اين روزگار است كه بر آن داغ و درد قلوب تمام شيعيان بلكه عموم بندگان خدا سنگيني مي كند .

دست كه در جيب بردي تا چيزي براي صدقه دادن پيدا كني ، نگاهت را به قلب دردمند و بلا كشيده امام عصر - كه خداوند سلامتش بدارد – متوجه سازيد و به آواي دلنشين محبت او پاسخ مثبت بده ! بگو خدايا شاهد باش كه مولاي غريب و آقاي مهربانم را بر خودم و خانواده ام ترجيح مي دهم و اين صدقه را به جاي آن كه از بابت خودم و خانواده ام بپردازم ، از طرف او پرداخت مي كنم . خدايا بلا را از او و عزيزان او دور بگردان و دلش را شاد ساز !

بدان كه اگر اين گونه صادقانه او را بر خود ترجيح دهي ، او نيز به اقتضاي جوانمردي اش تو را دو چندان مورد لطف خويش قرار خواهد داد .

در آئين ما كارهايي از قبيل صدقه دادن ، انجام حج مستحبي و نماز گزاردن به نيابت از ديگران مجاز دانسته شده و حتي به اين گونه كارها سفارش شده ايم .

علي بن ابي الحمزه گويد : به حضرت ابوابراهيم [ موسي بن جعفر عليه السلام ] عرضه داشتم : آيا مي توانم از طرف خويشاوندان و دوستان زنده يا مرده ام حج به جاي آورم يا نماز بخوانم يا صدقه بدهم ؟ امام فرمود : « آري ، از سوي آنها صدقه بده و نماز بگزار و به سبب اين كه اين كار تو پيوند با آن ها نيز هست برايت پاداش ديگري هم منظور خواهد شد . »

حال كه مي توان از جانب ديگري به اين گونه كارها پرداخت ، آن ديگري را دوست داشتني ترين محبوب نزديك ترين فرزند پيامبر ، برترين و در عين حال غريب ترين بنده خدا در عصر حاضر قرار بده . او را بر گزين و با احسان به او ، خود را نزد رسول خدا نيز مقرب ساز .

جلب عنايات حق متعال و بلا گرداندن از امام زمان و عزيزان او به وسيله صدقه ، از مصاديق بارز ياري و حمايت از آن حضرت به شمار مي آيد و هر شيعه اي مي تواند به چنين كارهايي مبادرت ورزد .

در پايان اين مقال ، بخشي از وصيت عالم نامدار و ياور دلسوز امام زمان عليه السلام مرحوم سيد بن طاووس را مرور مي كنيم .

آن بزرگوار اين وصيت را در روزگاري كه بيش از هفت صد سال با ما فاصله دارد ، براي فرزند دلبند خويش نوشته است . دقت در تاريخ ديرين اين وصيت نامه به ما يادآور مي شود كه راه و رسم دوستي و فداكاري براي امام زمان عليه السلام نه بدعتي نو در تشيع ، بلكه شيوه اي ديرين و با اصالت است . شيوه اي كه سابقه اش چنان كه گذشت به كربلاي سال 61 هم مي رسد . كربلايي كه در آن عباس بن علي و ديگر ياران امام حسين نشان دادند كه حقيقتا امام خود را بر خود ترجيح مي دهند . بلكه اين شيوه به سال هاي حيات رسول خدا باز مي گردد آنجا كه مقداد باوفا پيش از آغاز نبرد بدر كه پيكاري سخت و نابرابر بود ، به رسول خدا عرضه داشت :

« يا رسول الله ! اينان ( كه به سوي ما لشگر كشيده اند ) قريش اند با آن تكبرشان و ما نيز كساني هستيم كه به تو ايمان آورده ايم ، تصديقت كرده ايم و گواهي داده ايم كه هر چه براي ما آورده اي راست و درست است .

قسم به خدا اگر ما را بفرمايي كه با تو در دل درختاني پر از خارهاي سخت وارد شويم ، چنين خواهيم كرد . قسم به خدا سخن بني اسرائيل را با تو نخواهيم گفت كه به موسي گفتند : « تو با خدايت برو و ( با دشمن ) پيكار كن ، ما اينجا منتظريم . » ما مي گوييم : فرمان خدايت را اجرا كن كه ما همراه تو خواهيم بود و پيكار خواهيم كرد . »

شيوه فداكاري سابقه اش حتي به پيش از آن زمان برمي گردد ، شبي كه مولا و مقتداي تمام شيعيان هم زمان با هجرت پيامبر از مكه ، در بستر ايشان خوابيد و جان خود را سپر بلاي آن حضرت ساخت . اين در حالي بود كه مي دانست بناست كه چهل تن به ناگاه در تاريكي شب بر آن بستر يورش آورند و كسي را كه در آن آرميده قطعه قطعه سازند . اينك از مرور تاريخ پر افتخار تشيع در مي گذريم و به وصيت سيد بن طاووس دل مي سپاريم . او در بخشي از وصيت نامه اش چنين مي نويسد :

« پس ( اي محمد ) در پيروي و وفاداري و تعلّق خاطر و دلبستگي نسبت به امام زمانت - كه درود خدا بر او باد – به گونه اي باش كه خداوند جلَّ جلاله و رسول او صلي الله عليه و آله و پدران آن حضرت و خود او از تو مي خواهند ، و هنگامي كه نماز هاي حاجت را به جاي مي آوري حوائج آن بزرگوار را بر خواسته هاي خود مقدم ساز ، و صدقه دادن از سوي آن جناب را پيش از صدقه دادن از سوي خودت و عزيزانت قرار ده ، و دعا براي آن حضرت را بر دعا كردن براي خودت مقدّم بدار ، و نيز در هر كار خيري كه مايه وفاي به حق آن حضرت است آن بزرگوار را بر خود پيش بينداز ، كه اين كار ها سبب مي شود او به سوي تو توجه فرمايد و به تو احسان نمايد ... . »