وقتی تو بیایی
وقتی تو بیایی
وقتی تو بیایی
چشمانم به پیشواز تو خواهند آمد
و من دستان گرمت را در نگاهت جست و جو خواهم کرد
وقتی تو بیایی
داستان کهنه و خاک گرفته ی زندگی من تازه خواهد شد
و قلبم در پناه دستان تو آرام خواهد گرفت
وقتی تو بیایی
درخت خزان گرفته ی رو به زوال من بی برگ نخواهد ماند
و پشت سرما گرفته ی من را گرما خواهی بخشید
با آمدنت
کابوس تیره ی من نورانی خواهد شد
و زمین دیگر سرد و خاموش نخواهد بود
دیگر کسی غمی نخواهد داشت
آن گاه
آسمان را خواهم شکافت
و تا اوج خواهم شتافت
و به اوج خواهم رفت
به اوج خورشید
که پر از گرما و نور است
که تو مهربان مهربان ای .
هر جمعه در انتظارت ، ای منجی عالم .
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 12:1 توسط منتظران
|
اين وبلاگ براي كساني كه به مهدويت علاقه دارند ايجاد شده است .