تو اگر بیایی
تو اگر بیایی
سلام بر دل های شکسته
سلام بر سینه های سوخته
سلام بر دست های خسته
سلام بر آسمان نگاه های بارانی
سجاده ای بر تپش های دلم می گسترانم
آه ، که این کلام چه قدر زمین گیر است و هوای روزگاران چه دل گیر
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی
مهربان سالار ، ما را دریاب که هنوز غارنشین نفس امّاره ی خویش ایم .
مولای عزیزم ، پدر مهربانم !
بی تو خورشید در افق های غم فرو می رود
بی تو یاس ها شکفتن نمی دانند
ی تو تابوت آرزو ها بر شانه های لحظه ها سنگینی می کند
بی تو خستگان و دل سوختگان قدومت می میرند
بی تو گل های نرگس عطر پریشانی و زمزمه ی زندانی می دهند
حال اگر تو بیایی
از طلوع تا غروب
از شفق تا فلق
دسته دسته آیه های نور خواهد بود
شکوفه و گل و سُرور خواهد بود
اگر تو بیایی ، تمام واژه ها صبور خواهند بود
تو اگر بیایی از گرمای نگاهت نرگس های دشت می رویند
و دستان خسته ام باغبان نهال عشقت می شوند
تو اگر بیایی برهوت زندگی به ظهور لاله ی حضورت آباد می شود
تو اگر بیایی اشک غم بر چهره ی ماتم می میرد و رنگ شادمانی می گیرد
اینک ... دل سوختگان ، ندبه خوانان مولا ،
هزاران هزار گُل نثار بغض گلویتان
بار غم بشویید و سرود تبریک بخوانید که مولا می آید
آقا می آید
سَرور می آید
به امید جان فشانی در صبح ظهورت
« اللهم عجل لولیک الفرج »
اين وبلاگ براي كساني كه به مهدويت علاقه دارند ايجاد شده است .