دعا برای فرج امام عصر علیه السلام

 

یکی از خدمت گزاران آستان امام عصر می فرمود : « متوسل و متذکر به امام زمان علیه السلام شوید و در حق او دعا کنید ! به خدا ، او آقا و جوانمرد است و چند برابر تلافی می کند . شما اگر خبردار شوی که کسی پشت سر درباره تو دعا کرده و حمایتی نموده – اگر اندک نشان آدمی و وجدان انسانی داشته باشی – تا زنده هستی می خواهی این خدمتی را که او پشت سر تو انجام داده دو برابر جزا و پاداش بدهی .

امام زمان علیه السلام اول جوانمرد عالم است . غیر از جنبه امامتش ، جوانمردی عربی عجیبی دارد ؛ ببیند که تو درباره او دعا می کنی و زیارت آل‌یاسین می خوانی و از خدا سلامت و فرج و نشاط او را می خواهی ، آیا بعد از این همه دعا و هواخواهی ، آن حضرت می گذارد که شما در مشکلات بمانی ؟ محال است . »

گفتار این بزرگوار ، هم از سوی خرد انسانی مورد تایید است و هم از جانب شرع اسلام . جوانمردی خصیصه‌ای خرد پسند و از ویژگی های انسان کامل است . اگر کسی به شخصیت کمال یافته امام عصر توجه کند در می یابد ایشان به جهت کمال جوانمردی‌اش یقینا در صدد تلافی برای کسی بر می آید که برای او دعا کند و از خداوند توانا و عزیز برای او یاری بطلبد .

علاوه بر عقل ، شریعت اسلام نیز که بر پایه عقل بنا نهاده شده ، پاسخ به احسان و محبت دیگران را ضروری می داند . خداوند تعالی می فرماید :

« ای کسانی که ایمان آورده اید چنانچه کسی شما را تحیت گفت ، به او پاسخی بهتر بدهید یا ( لااقل پاسخی ) برابر با آن . »

به یقین امام عصر – که خدا فرجش را نزدیک سازد – این دستور الهی را پاس می دارد و خود الگوی عمل به فرمان های الهی می باشد . محال است که من و شما بر او درود و سلام بفرستیم و او پاسخ ما را ندهد و محال است که من و شما برای او آرزوی سلامت و فرج ( یعنی رفع گرفتاری ) کنیم و او برای سلامت و رفع گرفتاری های ما دعا نکند .

علاوه بر حکم عقل و شرع ، سیره عملی آن بزرگوار و پدران ایشان نیز گواه آن است که آنان از هواداران خود هواداری می کنند و به کسانی که به ایشان احسان کنند ، احسان می نمایند ، چه آن که این خانواده ، معدن جود و احساسند . اگر ما کاری کنیم که دلهایمان با آنها پیوند بخورد ، بر اثر این پیوند ، از نورانیت ، حلاوت و برکات این بزرگواران بهره مند خواهیم شد .

از حکایت شیرینی که نشانگر عنایت این بزرگواران به دوستداران خویش خویش است حکایت عبدالرحمن اصفهانی است .

در زمان متوکل عباسی شخصی بنام عبدالرحمن در اصفهان سکونت داشت که شیعه بود . از او پرسیدند : چطور به امامت امام هادی علیه السلام ( که در آن زمان زنده بودند ) معتقد شدی ؟

گفت : جریانی را مشاهده کردم که سبب شیعه شدن من گردید . من مردی فقیر ولی زبان‌دار و پر جرات بودم . به همین جهت در یکی از سال ها اهل اصفهان مرا برگزیدند تا با گروهی برای دادخواهی نزد متوکل برویم . وقتی به آستانه دربار رسیدیم ، دستوری از جانب متوکل برای احضار علی بن محمد علیه السلام ( یعنی امام هادی ) صادر شده بود . به یکی از حاضران گفتم : این مرد که دستور احضارش داده شده کیست ؟ گفت : او یکی از سادات علوی است که رافضی ها ( یعنی شیعه ها ) به امامتش معتقد هستند . سپس آن شخص گفت من مطمئنم متوکل او را برای کشتن احضار کرده است .

عبدالرحمن می گوید : گفتم از اینجا نمی روم تا آنکه ببینم این مرد چگونه شخصی است . پس از مدتی دیدم که علی بن محمد آمد ، در حالی که سوار بر اسب بود . مردم طرف راست و چپ او صف کشیده ، به او می نگریستند . همین که او را دیدم ، محبتش در دلم افتاد و دلم برایش سوخت . شروع کردم در دل برای او دعا کردن که خدا شر متوکل را از او دفع کند . او در میان مردم پیش می آمد در حالی که به یال اسبش نظر داشت و به چپ و راست نگاه نمی کرد و من در دل به دعای خود مشغول بودم . همین که ایشان مقابل من رسید ، سرش را بلند کرد . رو به من نمود و گفت :

اِسْتَجابَ اللهُ دُعاءَکَ ، وَ طَوَّلَ عُمْرَکَ ، وَ کَثَّرَ مالَکَ وَ وُلْدَکْ . یعنی « خدا دعایت را مستجاب کند ، عمرت را طولانی نماید ، و مال و فرزندانت را زیاد سازد . »

از هیبت او به خودم لرزیدم و در میان همراهانم به زمین افتادم . پرسیدند : چه شد ؟ گقتم : خیر است و به کسی چیزی نگفتم . پس از این ماجرا به اصفهان برگشتیم و خداوند به برکت دعای آن حضرت راه های درآمدی بر من گشود که امروز فقط دارایی منزل من نیم میلیون درهم است ، غیر از دارایی هایی که در خارج از منزل دارم و خدا ده فرزند به من داد . اکنون از عمرم هفتاد و چند سال می گذرد ، و من به امامت آن شخص والامقام معتقدم که از آنچه در دلم می گذشت آگاه بود و خداوند دعای او را در حق من مستجاب کرد . »

این نمونه کوچکی از احسانِ امام علیه السلام به کسی است که در حق ایشان دعا کرد در حالی که او در آن وقت معتقد به امامت آن حضرت هم نبود . حال اگر یک فرد معتقد به ولایت و امامت ایشان در حق امام زمان خود دعا کند ، آن هم برای چیزی که بیش از هر چیز دیگری ایشان را مسرور می سازد – یعنی تعجیل فرج – آیا امکان دارد که این احسان از چشمان آن حضرت مخفی بماند ؟! و یا ممکن است با اینکه ایشان می بینند ، توجه و عنایتی به دعا کننده نداشته باشند ؟‍!

مرحوم آیت الله اصفهانی در کتاب مکیال المکارم نوشته : یکی از برادران صالح برایم نقل کرد که امام زمان علیه السلام را در خواب دیده و آن حضرت به او فرموده اند : « من برای هر مؤمنی که پس از ذکر مصائب سیدالشهدا در مجالس عزاداری برای من دعا کند ، دعا می کنم . »

اصوا عقلی و نقلی و سیره معصومین علیهم السلام محتوای این رؤیا را تایید می کند . از نکات جالبی که در این عبارت وجود دارد ، توجه امام عصر علیه السلام به زمان دعا است .

دعا کردن همیشه پسندیده است ، لیکن برخی زمان ها و مکان ها ویژگی و فضیلت خاصی برای دعا کردن دارند . از زمان هایی که دعا در آن به هدف اجابت نزدیک تر است پس از عرض ارادت به امام حسین و گریستن بر آن مظلوم است .

گریه ای که ناشی از محبت به امام حسین و یادآوری مظلومیت آن محبوب است ، انسان را پاک می کند و بنده را نزد خدا مقرب می سازد . دعای بنده در منزلگاه قرب الهی به اجابت نزدیک تر است و چه شایسته است ما از چنین لحظاتی برای دعای بر محبوب مظلوم و غریبمان یعنی امام مهدی – که خدا فرجش را نزدیک سازد – بهترین بهره را ببریم .

به همین ترتیب از مکان هایی که دعای انسان در آنها بیشتر در معرض اجابت قرار می گیرد ، کنار قبر امام حسین علیه السلام است . ائمه علیهم السلام برای دعا ، نزد قبر سید الشهداء می آمدند یا کسانی را به نیابت از خود به آنجا می فرستادند .

خوشا شیعه ای که به قصد دعا برای رفع غربت از این یگانه دوران یعنی امام زمان علیه السلام عازم کربلا می شود و در کنار قبر مطهر آن بزرگوار با سوز و گداز قلبی برای فرج او دعا می کند و بیشترین وقت سفر خویش را به دعای بر فرج امام مهدی علیه السلام می گذارند . به یقین چنین دعایی در تعجیل فرج مؤثر است و چه بسا که کارگر گردد . آری ،

از هر کرانه تیر دعا می‌کنم رها               شاید کز میانه یکی کارگر شود

یکی دیگر از مواقع سفارش شده برای دعا قنوت نماز است . فرموده اند : « خاصیت نماز این است که نمازگزار در موقع نماز با خدا نجوا می کند ؛ « المصلی یناجی ربه » پیغمبر می فرماید : نمازگزار با پروردگارش خصوصی صحبت می کند . در خلوت با خدای خود حرف می زند . در این پنج نوبت که معین کرده ، فرموده : بیایید در خلوت با خودِ من حرف بزنید . به هر حال ، دعای در نماز اثرِ دیگری دارد . در آن وقت ، در دعای دست و قنوت ، این دعای « اللهم کن لولیک ... » را حتما بخوانید و برای سلامتی او دعا کنید ؛ محال است او پاسخ ندهد ؛ ببیند تو این خدمت ها و ارادت ها و بندگی ها را می کنی ، آن وقت هیچ نگوید ، هر چه به سر تو آمد ، آمد ؟ خاک بر سر من ! این چه امام زمانی است ؟!

به هر حالت درباره اش دعا کنید ؛ فرج و سلامتی اش را از خدا بخواهید ؛ البته [ بدانید که ] فرج به دست او نیست . [ و لذا باید فرج را از خداوند خواست . ]

سید حلاوی ، قصیده ی شکوائیه‌ای گفته بود و در آن خطاب به آن حضرت عرضه داشت : یابن العسکری ، تا کی پنهانی ؟ شیعه در رنج و زحمت هستند و همه گرفتاری شیعیان را برشمرده بود ... شب ، خوبان و پاکانی در نجف اشرف در عالم رؤیا شرفیاب خدمت امام زمان علیه السلام شده بودند که حضرت فرمودند : بروید به سید بگویید : این قدر دل مرا مسوزان ، این قدر گرفتاری شیعیانم را مشمار ، دلم از شنیدن آن ها کباب می شود . « فان الامر لیس بیدی » ؛ [ یعنی ظهور به دست من نیست ] کار ، دست خداست . بگو : دعا کنند و از خدا فرج مرا بخواهند و خدا فرج مرا برساند ؛ دست مرا باز کند تا گرفتاری دوستانم را برطرف نمایم . »

به هر تقدیر سخن در این است که نماز و به خصوص هنگام قنوت در نماز ، وقت خوبی برای دعا کردن بر فرج مولاست .

در برخی روایات آمده که درست پس از پایان هر نماز نیز بنده دعای مستجابی دارد . از این لحظه نیز نباید در جهت دعا برای آن محبوب غفلت کنیم . سجده نیز از مواقع قرب بنده به خدا است و دعا برای امام زمان علیه السلام در سجده نیز سفارش شده است .

یک نکته مهم درباره نماز این است که دعای انسان در قنوت و سجده و پس از نماز وقتی اثر خاص پیدا می کند که انسان واقعا از نماز به عنوان نردبان عروج به سمت خدا استفاده کرده باشد و واقعا دلش به خدای متعال نزدیک شده باشد . اگر نماز انسان چنین باشد ، فرصت خوبی برای دعای بر فرج امام زمان علیه السلام خواهد شد . اما اگر انسان در نماز خود تنها به یک سری حرکات فیزیکی بسنده کند و قلبش متوجه خدا نشود ، قاعدتا حال نماز او با احوال دیگرش تفاوت ندارد . در برخی روایات آمده آن بخشی از نماز انسان مقبول خدا می شود که قلب انسان طی آن متوجه خدا باشد .

مادری را در نظر بگیرید که فرزندش در حال اغماء قرار گرفته است و با مرگ دست و پنجه نرم می کند . پزشکان به این مادر گفته اند که ما هر چه در توان داشته‌ایم برای فرزند شما انجام داده‌ایم ، از این به بعد کاری از دست ما بر نمی‌آید و تنها خداست که می تواند هوشیاری و زندگی را به فرزندتان بازگرداند .

این مادر تصمیم می گیرد به سراغ خدا برود و از او برای فرزندش کمک بخواهد . مادر شنیده است که برای اثربخش شدن دعا ، خوب است که انسان دو رکعت نماز حاجت بخواند و در چنین حالی با خدا راز و نیاز کند . او برای وضو و نماز اقدام می کند ، اما توجه او به خضوع و خشوع در برابر خدا در این نماز با نماز های دیگرش فرق ندارد ؟ مسلما چرا !

این نماز ، نماز یک بنده نیازمند است که با عجز و لابه و التماس صورت می پذیرد . در این نماز به پاخاستن ، تعظیم کردن ، به سجده افتادن و دست به دعا برداشتن معنای دیگری دارد . نمازگزار در این نماز وقتی تکبیره الاحرام می گوید و دستهایش را به نشانه نفی و پشت گوش خود انداختن هر چه غیر خدا است ، بالا می برد ، حقیقتا به معنای عملش توجه می کند . چنین نمازی است که انسان را به سوی خدا سیر می دهد و دعای او را در منزلگاه قرب الهی به محضر خداوند عرضه می دارد .

از ما خواسته شده که همیشه چنین نمازی بخوانیم لیکن چون ما همواره آرزوهای بزرگ نداریم ، نماز خود را اصلاح نمی کنیم . اگر کسی برای هر نمازش یک آرزوی بزرگ داشته باشد ، همه نمازهایش با توجه و خالصانه می شود .

گفتیم که بنده نیازمند نمازش با عجز و لابه و التماس صورت می پذیرد . در نمازِ چنین بنده‌ای به پا خاستن ، تعظیم کردن ، به سجده افتادن و دست به دعا برداشتن همراه با روح و توجه قلبی است و چنین شخصی طی نماز به خداوند نزدیک می شود و لایق مناجات با او می گردد . اگر فرج و رفع گرفتاری امام عصر علیه السلام دغدغه و نیاز هر روز ما باشد و اگر باور داشته باشیم که فرج آن حضرت به دست خداست ، در آن صورت از هر فرصتی سود خواهیم جست که نماز با توجهی بخوانیم ، به درگاه خدا عرض بندگی ، خضوع و خشوع کنیم ، در برابر او با ادب بایستیم ، با ادب تعظیم کنیم و با التماس به خاک بیفتیم و آن قدر این کار را تکرار کنیم که مورد پسند او قرار بگیریم . آنگاه دستی به نیایش بلند کنیم و از او سلامت و فرج امام زمانمان را بخواهیم . لازمه تمام این حالات نیز این است که رشته محبتمان با امام زمان محکم و غربت ایشان برای ما دردآور شده باشد . آن وقت دل ما آتش خواهد گرفت و راز و نیاز ما حقیقی و از سر سوز خواهد شد . دعایی که همراه با چنین سوز و گدازی باشد ، اثر خواهد کرد .

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند                دعای نیمه‌شبی دفع صد بلا بکند

یاری امام عصر علیه السلام تنها محدود به این نیست که شخص ، توان و توشه خودش را برای یاری آن حضرت صرف کند ، بلکه اگر کسی توان و قدرت خدای بزرگ را به یاری امام زمان فرا بخواند و با دعای خالصانه خویش از خدا بخواهد که مشکلات آن حضرت و دوستان او را به فضل و کرمش برطرف سازد ، این شخص نیز باعث افزایش قدرت و عزت آن مولا شده و از مشکلات آن حضرت کاسته است . به چنین شخصی نیز یاور امام عصر گفته می شود .

پس خلاصه این مقال آن بود که :

اولا دعای بر سلامت و فرج امام عصر را نسبت به دعای بر خود ترجیح و برای آن اهمیت قائل شویم .

ثانیا بدانیم کسی که برای امام زمان علیه السلام خالصانه دعا می کند ، این کارش از نظر آن جوانمرد پوشیده نمی ماند و بی تردید پاسخ پر محبت او را دریافت خواهد کرد .

ثالثا برای کارساز شدن دعاهایمان زمان ها ، مکان ها و موقعیت های ویژه را از دست ندهیم و به خصوص زمان ها و مکان های مربوطه به حضرت اباعبدالله علیه السلام و نیز نماز را همواره مد نظر داشته باشیم .

رابعا اگر می خواهیم که نماز ما در استجابت دعای ما مؤثر باشد ، باید آن را با توجه قلبی انجام دهیم و به همین ترتیب اگر می خواهیم که نمازمان با توجه قلبی باشد باید دعا ها و خواسته های جدی و مهم از خدا داشته باشیم .