گرفتاری های امام عصر
گرفتاری های امام عصر
خیلی ها تصور درستی از گرفتاری ها و غصه های امام زمان علیه السلام ندارند . آنها با خودشان می گویند امام زمان که گرفتاری ندارد تا برای رفع مشکلات او دعا کنیم . آنها می گویند ایشان نیازی به مردم ندارد تا بی توجهی مردم به او مایه غربتش شود . آن ها می گویند امام زمان آداب درست زندگی کردن و درست غذا خوردن و درست خوابیدن را هم می داند ، پس مریض هم نمی شود . البته این تصورات ، ناقص و نادرست است .
امام زمان علیه السلام گرفتاری های فراوانی دارند که ایشان را گاه تا مرز اضطرار به پیش می برد . اضطرار به معنی چاره نداشتن است و مضطر به کسی می گویند که چاره ای برای او باقی نمانده است . یکی از القاب امام عصر نیز که در کلام خدا ذکر گردیده است لقب « المضطر » است . در روایتی می خوانیم زمانی غصه و گرفتاری آن حضرت به حدی می رسد که ایشان به حال اضطرار می افتد . ایشان در آن حال به مسجد الحرام می رود و پشت مقام ابراهیم ( سنگ مقدسی در مسجد الحرام ) به نماز می ایستد و این آیه را می خواند « امّن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء و یجعلکم خلفاء الارض » یعنی : « غیر از خدا کیست که چون بی چاره ای او را بخواند پاسخ بدهد و گرفتاری اش را برطرف سازد و شما را حاکمان زمین گرداند ؟ »
در آن لحظه خداوند به اضطرار امام عصر علیه السلام رحم می آورد و با صدور اذن قیام ، یاری های آسمانی خویش را به سوی او نازل می کند .
از این روایت برمی آید که نه تنها گرفتاری و درد و رنج برای امام عصر علیه السلام قابل تصور است ، بلکه این گرفتاری ها ممکن است تا حد اضطرار و مرز شکسته شدن توان آن حضرت هم پیش برود . اساسا تعبیر فرج که برای آن حضرت به کار می رود به معنای رفع گرفتاری است . تا گرفتاری نباشد فرج معنایی ندارد . اینکه به ما گفته شده از خدا تسریع و تعجیل در فرج ایشان را بخواهیم حاکی از این است که آن حضرت گرفتار است و برای رفع گرفتاری او نیاز به کمک الهی است .
بزرگان گفته اند که فرج امام زمان هم دو گونه است . یکی فرج کلی است که با ظهور ایشان صورت می پذیرد و دیگر ، فرجهایی جزئی است که در برهه های مختلف پیش از ظهور ایشان می تواند اتفاق بیفتد . فرج های جزئی به این معنی است که بدون وقوع آن ظهور مظفرّ ، برخی از گرفتاری های آن حضرت و شیعیان ایشان به صورت مقطعی بر طرف گردد .
گاهی اوقات ما برای فرج حضرت دعا می کنیم اما خداوند هنوز مصلحت نمی داند که ظهور ایشان ( یا همان فرج کلی ) واقع شود و گرفتاری های حضرتش به یُمن آن آن ظهور به طور کلی رفع گردد . با این حال خداوند به برکت همین دعای ما از گرفتاری های فعلی امام عصر می کاهد و در زندگی ایشان فرج و گشایش جزئی ایجاد می کند . پس مبادا بپنداریم که دعا های ما و پیشینیان ما بر فرج آن حضرت بی تاثیر بوده و مبادا از اثر دعای بر فرج نا امید شویم .
به علاوه چه بسا خداوند به جهت دعا های ما ، فرج کلی را نرساند ولی آن را نزدیک سازد ، و چه بسا که به برکت یک دعای خاص اذن فرج کلی به طور ناگهانی صادر شود .
این تصور که امام عصر ارواحنا فداه گرفتاری ندارد با تعالیم دینی و به خصوص با مفهوم نیاز ایشان به فرج الهی ناسازگار است . برای اینکه تصوری اجمالی از گرفتاری های امام عصر علیه السلام داشته باشیم توجه شما را به کم شمار بودن یاوران آن حضرت و کثرت دشمنان ایشان و علت غیبت ایشان جلب می کنم .
در برخی روایات ذکر شده که امام عصر غیبت خواهند گزید ، زیرا اگر جز این باشد کشته خواهد شد و با کشته شدن او سلسله امامت گسیخته شده ، نظام آفرینش دچار اختلال می شود .
شدت غربت آن حضرت تابدین حد است که اگر ایشان پیش از فرا رسیدن فرج کلی از حال غیبت ( یعنی زندگی نا شناس ) به درآید و خود را معرفی کند ، دشمنان بر او خواهند تاخت ، او را خواهند کشت و با او شبیه همان رفتاری را خواهند کرد که با اجدادش کردند .
آیا این زندگی آمیخته به نا امنی و خفا ، نوعی گرفتاری به شمار نمی آید . آیا این رواست که همه ما بتوانیم شناسنامه داشته باشیم و نام و نشان خود را در جامعه مطرح کنیم و از حقوق اجتماعی برخوردار باشیم ، امام برای آن حضرت این امکان وجود نداشته باشد که حتی خود را به نام معرفی کند ؟
اگر کسی این را گرفتاری نمی داند ، پس گرفتاری را در چه چیزی می بیند ؟ آیا شما گمان می کنید که امام زمان علیه السلام دوست ندارد در جمع دوستان خود بنشیند و با آنها در شرایط امن و امان سخن بگوید ؟ یا اینکه امام زمان علیه السلام دوست ندارد با خویشاوندان خویش یعنی سادات که عموزاده های او به شمار می آیند ، مانند مردم که با خویشانشان رفت و آمد دارند ، ارتباط داشته باشد و علنا صله رحم به جای آورد ؟
ناشناس زندگی کردن نوعی غربت و گرفتاری است ، به خصوص اگر این ناشناسی به واسطه نا امنی و چیرگی ظلم بر انسان تحمیل شده باشد .
بُعد دیگری از گرفتاری های حضرت مهدی علیه السلام در اثر تعدی گسترده بشر به طبیعت و به پا ساختن شرایط نامتعادل و فساد در زمین است .
خداوند برای بندگان صالح خویش ، در طبیعت حقوق فراوانی قرار داده که اینک بسیاری از آنها به یغما رفته است . طغیان گران که جهان را تنگنایی جان فرسا برای بشر تبدیل می کنند به خصوص با تصرف نابجا در زمین خدا ، آرامش طبیعی را برای حجت های خداوند و مؤمنان بر هم می زنند و محیط زیست و سلامت آنها را نیز به مخاطره می اندازند . درست است که امام عصر علیه السلام دانش خوب زیستن را دارد و حتی به اذن الهی قدرت شفا دادن را نیز داراست ، لیکن اگر بخواهد به روال عادی زندگی کند ، در اثر فسادی که در نتیجه رفتار انسانها در طبیعت روی داده ، چه بسا دستخوش بیماری هم می شود و شفای بیماری اش نیز منوط به طول زمان و مداوا می گردد . بله اگر او بخواهد حجاب طبیعت را به نیروی ربّانی و آسمانی خویش بدرد و خود را به توان های غیبی مداوا کند ، می تواند ، لیکن سیره نیاکان آن حضرت نشان می دهد که آنان نیز در همه موارد از چنین قدرت هایی استفاده نمی کردند . در این شرایط است که حمایت اطرافیان و شیعیان و توجه آنان به امامان خود ، مرهمی بر زخم ها و مایه تسکین درد های ایشان می باشد . زندگی امامان نشان می دهد که آنها به واسطه جنبه بشری شان گاه به جرعه آبی نیز نیاز ضروری پیدا می کنند تا عطش جانکاهشان فرونشانده شود .
وقوع شرایط سخت برای برگزیدگان خدا زمینه ای است تا دیگران بتوانند میزان فداکاری و محبت خود را نسبت به آنان ابراز نمایند ، برای آنان دل بسوزانند ، دعایی بکنند ، قدمی بردارند و حتی جان فشانی نمایند .
این را هم باید دانست که گرفتاری های امام زمان علیه السلام دو گونه است . گروهی از آنها در اثر آسیب هایی است که متوجه شخص ایشان است ، اما بخش بزرگی از این گرفتاری ها ، در حقیقت گرفتاری های کسانی است که بستگان و وابستگان امام عصر علیه السلام به شمار می آیند و غم آن هاست که به امام زمان علیه السلام سرایت می کند .
شیعیان فرزندان امام عصر علیه السلام به شمار می آیند و امام پدر دلسوز آنان است . امام رضا علیه السلام در توصیف شخصیت امام فرموده است : « امام ، انیسی رفیق و اهل مدارا است ، پدری دلسوز است ، برادری است تنی از یک پدر و مادر ، و مادری است که به فرزند خردسال خویش محبت می کند . »
گرفتاریهای یک پدر محدود به مشکلات شخصی او نیست ، بلکه گرفتاری و بیماری فرزندان نیز از مشکلات پدر به شمار میآید . برای پدر نزول بلا بر فرزند از نزول بلا بر خود او جانکاه تر است ، زیرا پدر میتواند بر بلا صبر کند ، اما فرزند ، صبر اندکی دارد و چون در ورطه بلا میافتد ، ملتمسانه دست و پا می زند و بدین ترتیب عجز و لابه های رقتبار او قلب پدر را بیشتر و بیشتر می سوزاند .
به علاوه، امام پدری است آگاه که از احوال یک یک فرزندان خویش با خبر است ، پس قلب او مجمع رنج های تمام شیعیان یعنی تمام فرزندانش است . هرگاه در گوشهای از این دنیا حقی از حقوق شیعیان امام که به منزله فرزندان اویند ، ضایع می شود ، دل او آزرده می گردد و هر گاه خاری به پای یکی از آنان می خلد ، قلب او زخم بر می دارد . پیوند روحی امام با فرزندان معنوی اش بسیار شدید تر از پیوند یک پدر معمولی با فرزندش است و بخش عمده ای از دل مشغولی ها ، دوندگی ها ، خستگی ها و دعا های امام علیه السلام به رفع گرفتاری فرزندانش بازگشت می کند ؛ گرفتاری هایی که گاه به جهت تسلط دشمنان و ظلم ایشان گریبان گیر فرزندان امام می شود و آتش خشم او را شعلهور می کند و گاه به جهت نادانی و ناپرهیزی شیعیان یا در پی جدال داخلی میان فرزندان دامنگیر ایشان می گردد .
گرفتاری های شیعیان تنها محدود به مواردی نمی شود که شیعیان خود از آنها باخبرند و از آنها رنج می کشند ، بلکه گرفتاری هایی هم هست که گریبان آنها را گرفته ، اما خود ایشان متوجه آنها نیستند . در نهایت ، بار سنگینی رفع و حل تمام این مشکلات بر دوش پدر خانواده شیعه یعنی امام زمان است . کسی چه می داند که آلودگی شیعه به گناه ، فساد ، دوری از خدا و به بطالت گذراندن عمر با دریای دل امام چه می کند و کسی چه می داند که ظلم و ستم زورمندان به شیعیان ضعیف و گرفتار چه شراری را در خانه دل آن حضرت می افکند و از این دست غصه ها و قصه ها چه فراوان و ناشمردنی وجود دارد .
و چه بسا که روح آزرده و قلب مجروح حضرتش ، آزردگی ها را به جسم شریف او انتقال دهد و جسم او نیز در تب و تاب و بیماری افتد و با شیعیان رنجورش همدرد گردد .
هیچ بعید نیست وقتی برای فرج او دعا می کنیم ، خداوند گرفتاری شیعیان را برطرف سازد و این امر به طور غیر مستقیم گشایش و آرامشی برای او پدید آورد .
شخصی به نام رمیله می گوید : در زمان امیر المؤمنین علی علیه السلام سخت بیمار شدم تا آنکه در روز جمعه قدری احساس سبکی کردم . با خود گفتم : بهتر از هر چیز این است که آبی بر روی خود بریزم و بروم پشت سر امیر المؤمنین نماز بخوانم . همین کار را کردم ، آنگاه به مسجد رفتم . وقتی آن حضرت بالای منبر رفتند حالِ من دوباره سخت شد . وقتی امیر المؤمنین از مسجد برگشتند و داخل دارالحکومه شدند ، من هم همراه ایشان داخل شدم . ایشان به من فرمودند : ای رمیله ، دیدم به خودت می پیچیدی ! عرض کردم : بلی . جریان بیماری خود را برای ایشان تعریف کردم و انگیزه حضور خود را در نماز بیان داشتم . ایشان فرمودند :
« ای رمیله ، هیچ مؤمنی بیمار نمی شود ، مگر اینکه ما هم به خاطر بیماری او بیمار می شویم ، و غمگین نمی شود مگر اینکه ما هم در غم او غمگین می شویم ، و هیچ دعایی نمیکند مگر آنکه به دعای او آمین می گوییم ، و سکوت نمی کند مگر آنکه ما برایش دعا می کنیم . »
عرض کردم : ای امیر مؤمنان ، فدایت گردم ؛ این گفته شما حتما مربوط به کسانی است که با شما در اینجا ( دارالحکومه ) هستند . ( یعنی کسانیکه شما آنها را می بینید و از حالشان با خبرید ) پس در مورد آن کسانی که در دیگر جا های زمین هستند چطور ؟ امام در جواب فرمودند :
« ای رمیله ، هیچ مؤمنی در شرق و غرب زمین از ما پنهان نیست . »
آری ، اگر پیوند میان امام و شیعیان را به خوبی درک کنیم بیش از پیش او را غریب و دل شکسته خواهیم یافت و برای رفع غربت و دل شکستگی اش بیشتر تلاش و دعا خواهیم کرد .
اين وبلاگ براي كساني كه به مهدويت علاقه دارند ايجاد شده است .