نابرده رنج گنج میسر نمی شود !

نابرده رنج گنج میسر نمی شود !

 

امام زمان (ع) ، گنج پر نعمتی است که خداوند آن را در میان ما نهاده است . به ما توصیه شده که برای اصلاح تمام امور زندگیمان به ایشان مراجعه کنیم و از آن حضرت یاری بجوئیم . این معنای « تمسک به امام » است . اگر ما خالصانه از او استمداد کنیم ، یقیناً او یاریمان خواهد کرد . او خلیفه خدا در زمین است . او دست بخشنده خداوند در میان ماست . او عصاره بهشت است که خدا در همین دنیا برای ما قرار داده است . اما آیا دستیابی به این گنج ، بدون رنج امکان پذیر است ؟ و آیا بهره مند شدن از این بهشت بی هیچ دغدغه میسر است ؟

خداوند می فرماید : « آیا گمان کرده اید که داخل بهشت می شوید و در حالی که هنوز آزمون هایی که پیشینیان شما را در بر گرفت ، برای شما روی نداده است ؟ آنها دچار گرفتاری ها و سختی های بیچاره کننده شدند و به لغزش و تزلزل افتادند . »

نیز می فرمایند : « آیا مردم گمان کرده اند به همین حد که به زبان گفتند ایمان آوردیم کافی است و دچار امتحان نخواهند شد ؟ »

نه ! چنین نیست . خداوند بهشت آخرت را رایگان به کسی نمی دهد و به همین ترتیب گنج پر نعمتی همچون امام مهدی را نیز ارزان در اختیار کسی نمی گذارد ، بلکه برای برخورداری از محضر پر فایده او انسان ها را می آزماید .

استفاده از امام – که جان های ما فدایش باد – درجات و سطوح متفاوت دارد ، و خداوند در هر مرحله و در هر درجه به تناسب ، ما را می آزماید .

اگر چنین بود که هر کسی که به خانه پیامبران و جانشینان ایشان مراجعه می کرد ، بلافاصله هر چه را می خواست ( اعم از حوایج مادّی و معنوی ) دریافت می نمود ، آیا دیگر یک کافر باقی می ماند ؟ مسلماً سود جویان بی ایمان نیز برای جلب منافع شخصی در آستانه این بزرگان رحل اقامت می افکندند و حتی برای کسب منافع بیشتر از برخی مؤمنان حقیقی نیز پیشی می گرفتند . اگر چنین بود آیا ایمان چنین مدعیانی ارزشی هم داشت ؟ و آیا آنها مستحق ثوابی هم بودند ؟ در صورت این فرض آیا مؤمنان حقیقی از مدعیان دروغین ایمان باز شناخته می شدند ؟ در آن صورت چه بسا دنیا پرستانی که در باطن کینه اولیای خدا را داشتند و به ایشان حسد می بردند ، در مراجعه به پیامبران و امامان از دیگران پیشی می گرفتند و با دورویی خود را به آنان نزدیک و نزدیک تر می ساختند ، تا از گنجینه کرامات آنها بیشتر بهره ببرند .

اما از آنجا که خداوند اراده کرده تا سرانجام مؤمن راستین از مدعی دروغین تفکیک گردد ، دنیا را از آزمون های گوناگون لبریز ساخته و در بوته پر حرارت این آزمایش ها عیار ایمان مؤمنان را به محک صبر و چگونگی رویارویی با حوادث روزگار می سنجند .

راستی که عجب تقدیر شگفت و خیره کننده ای دارد ، خدا !   

از یک سو با قرار دادن گنجی چون امام (ع) ، در میان ما مردم راه ما را به سوی بهره مندی از این گنج پر نعمت باز کرده است و از سوی دیگر با قرار دادن سنگ ها و رنج هایی در این راه ، دست نااهلان را از رسیدن به این گنج بی نظیر کوتاه می کند و صبوری مشتاقان واقعی را می آزماید .

آری ، همان گونه که گنج هست و حقیقت دارد ، رنج هم در راه رسیدن به گنج وجود دارد .

هدف این گفتار ترساندن و نا امید کردن کسانی نیست که تازه دریافته اند چنین گنجی وجود دارد . بلکه هدف ، نیرو دادن و تشویق چنین افرادی است به پایداری در راه رسیدن به آن گنج و به اینکه با مواجه شدن با موانع از جستجوی آن خسته و نا امید نشوند . هدف این است که ارزش ایمان خود را بدانیم و آگاه باشیم که خداوند ایمان ما را با صبر می آزماید . برای فهم این مطلب « دعا » مثال خوبی است .

ما شک نداریم که خدا بر حل مشکلات ما تواناست و شک نداریم که او به ما گفته که دعا کنید و از من بخواهید تا مشکلات شما را حل کنم . شک نداریم که او فرموده من به دعا های شما پاسخ خواهم داد . امّا آیا هر بار که چیزی از خدا خواسته ایم ، در همان لحظه خواسته ما به ما داده شده است ؟ تجربه نشان داده که خیلی وقت ها پاسخ خداوند فوری به ما نمی رسد . یکی از دلایل این امر این است که ایمان ما به شنوا بودن خداوند ، به اینکه او خلف وعده نمی کند و اینکه او بر حل مشکل ما تواناست و اینکه او بر آورنده نیازهاست ، آزموده شود .

خداوند گنج اجابت را در پس برخی از دعاهای ما مخفی کرده است تا از این رهگذر ، پیوند ما را با خود تداوم بخشد و شدت ایمان ما را به سنجش بگذارد . اگر با اولین دعا ، گنج اجابت به ما داده شود ، دیگر دعا کردن ارزش خود را به عنوان یک عبادت از دست می دهد . به همین دلیل خداوند ، اجابت را در میان دعا های ما پنهان کرده است . معنی این کلام این است که مثلا هفتاد بار از او طلب مغفرت می کنیم ، اما مغفرت الهی تنها در اثر یکی از این هفتاد بار که معلوم نیست کدام یک از آنهاست به ما عطا می شود . لذا در دین توصیه شده که به دعا در هیچ موقعیتی کم توجهی نکنیم ، زیرا امکان دارد که اجابت در دل همان دعایی پنهان باشد که ما آن را جدی نمی گیریم . نیز توصیه شده که در دعا کردن اصرار ، پافشاری و تداوم داشته باشیم ، زیرا اگر کسی پس از مدتی از دعا خسته شود و دست از طلب بردارد ، خود رسماً اعلان کرده که از حق متعال و کمک او ناامید شده است . خلاصه این که رسم درست دعا کردن این است که از تداوم در آن خسته و ناامید نشویم و یقین داشته باشیم ه سرانجام خورشید عنایات الهی از پس ابر ها خواهد درخشید .

همین وضعیت در مورد توسل به امام عصر (ع) و تمسک به او - که خلیفه خداست – وجو دارد . در راه تمسک به امام زمان نیز ایمان مؤمنان با محک صبر آزموده می شود .

گاهی از ناحیه مقدسه امام عصر (ع) به توسلات ما خیلی صریح و خیلی سریع پاسخ داده می شود تا از یاد نبریم که در این درگاه واقعا خبر هایی هست و از این پیامبر زاده معصوم حقیقتا کار ها برمی آید . گاه نیز در پاسخ به توسلات ما ، تاخیر می شود یا خواسته ما دقیقا به نحوی که مورد نظر ماست برآورده نمی شود .

در مورد این تاخیر ها و تغییر ها باید بدانیم که برخی از آنها به سود ما و بنابر حکمت هایی است که خود نمی دانیم و تنها بر اثر گذشت زمان برای ما روشن می شود . گاه نیز تاخیر در پاسخ ها یا پاسخگویی به شکلی که مورد نظر ما نیست ، امتحان الهی است تا یقین ما در اعتمادمان نسبت به حقانیت امام عصر (ع) آزموده شود ؛ تا روشن شود که باور ما به این که امام عصر از احوال ما مطلع است و اخبار ما از او پوشیده نیست ، چقدر عمیق است و ایمان ما به گفته های خدا و رسول و اهل بیت درباره او چه اندازه ریشه دار است .

یکی از بزرگترین مصادیق « ایمان به غیب » که از صفات بندگان برگزیده است ، ایمان به امامت امام غایب است . خداوند متقین را در قرآن چنین وصف می کند : « متقین کسانی هستند که به غیب ایمان می آورند و ... »

عقیده به حضور امام غایب بر روی زمین و اعتقاد به این که امامت او در همین عصر نیز برقرار است ، از بزرگ ترین نمونه های ایمان به غیب است . چنانکه عقیده به حتمی بودن بهشت و دوزخ بدون اینکه آنها را دیده یا لمس کرده باشیم از نمونه های چنین ایمانی است . اگر پیامبر راستگو فرموده که بهشت و دوزخ حق است ما آن را می پذیریم و به آن ایمان می آوریم ، همین طور است وقتی که پیامبر خدا به ما خبر می دهد که همواره تا روز قیامت در میان مردم یکی از افراد خانواده من به عنوان پناه برای آنها حضور خواهد داشت و امت من می توانند به او توسل جویند و از او بهره مند شوند ولو آنکه در غیبت باشد . ایمان ما به غیب در این جا به این معنی است که گفتار پیامبر را تصدیق کنیم و به آن در دل عمل پایبند شویم ولو آن که آن امام را در ظاهر ندیده باشیم و به مفید بودن توسل به او معتقد بمانیم ولو آن که برای مدتی اثر و فایده این توسل را به چشم خود نبینیم .

ما نباید بپنداریم که چون امام زمان ما غایب است امکان استفاده از ایشان وجود ندارد و اگر آن حضرت ظاهر بود همه ما از ایشان به راحتی استفاده می کردیم . این فکر از چند جهت اشتباه است .

اول از این جهت که ظهور علنی ائمه در جامعه به معنی این نیست که برای استفاده از ایشان هیچ امتحانی در میان نباشد . تجربه مردم روزگار پیامبر و یازده امام پیشین نشان می دهد که برای مردم آن روزگاران نیز امتحانی وجود داشته و چه بسیار می شده که تنها افراد معدودی در کنار پیامبر و امیرالمومنین و فرزندان ایشان باقی می ماندند و دیگران از صافی امتحانات عبور نکرده ، و در نتیجه از بهره مندی از آن بزرگان محروم می ماندند .

دوم از این بابت که غیبت امام نیز مانع استفاده از ایشان نیست . گفتار صریح پیامبر موید قابل استفاده بودن خورشید امام ولو در عصر غیبت است . آن حضرت در مجلسی به یاران خویش خبر از دوازده جانشین خود داد و فرمود که دوازدهمین ایشان غیبتی طولانی خواهد کرد . جابر بن عبدالله انصاری از پیامبر پرسید که آیا با وجود غیبت ، شیعیان او می توانند از او بهره مند گردند ؟ پیامبر پاسخی محکم و روشن به او عنایت فرمودند که باید عمیقا مورد توجه ما قرار گیرد . پیامبر فرمودند : « آری قسم به آن کسی که مرا به نبوت برگزید ( یعنی قسم به خدا ! ) شیعیان او در عصر غیبتش از او منتفع می گردند و از نور ولایتش پرتو می گیرند . » تجربه شیعیان هم در طول تاریخ ثبت کرده که غیبت آن بزرگوار مانع استفاده از ایشان نیست و کسانی که توسلات مداوم به ایشان داشته اند ، از محضر آن حضرت بهره های فراوان برده اند . نهایت اینکه در بیشتر موارد ، استفاده از آن حضرت موکول به توسلی جدی ، حقیقی و خالصانه بوده است و پس از طی آزمایش هایی میسر گشته است .

سوم اینکه مگر ائمه پیشین همواره برای تمامی شیعه ، در سراسر جهان قابل دسترسی بودند ، مسلما خیر ، در این صورت برخی از آثار غیبت بر زندگی ایشان نیز حاکم بوده است و همانگونه که نبود امکان ارتباط رودررو ، اصل وجود و امکان توسل روحانی به ایشان را زیر سوال نمی برد ، غیبت مولایمان امام عصر (ع) نیز مجوزی برای عدم پایبندی و توسل نجستن به ایشان نخواهد گردید .

اگر به راستی طالب بهره مندی از امام عصر هستیم ، این کار تا زمان ظهورش به تاخیر نیندازیم ، زیرا برای آن عصر نیز آزمون هایی در پیش است . بیاییم اقبال به سوی آن حضرت را با توسل به ایشان از همین حالا جدی بگیریم که کار امروز را نباید به فردا واگذاشت و مبادا سختی های راه و طولانی بودن آن را از طلب باز دارد که ؛ نابرده رنج ، گنج میسر نمی شود .     

 


ن : منتظران
ت : پنجشنبه سی ام دی 1389
 
 
 
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.